| |
|
پاول
گربواكز مدير عامل يك نشريه جديد
معتقد است اكنون وبلاگ ها در تمام
زمينه ها فعاليت دارند و به همين دليل
بايد به اصول اخلاقي پايبند باشند،
منابع دريافت خبر را تجزيه و تحليل از
سرقت آثار ديگران خودداري نمايند. |
|
|
او
معتقد است شنيدن يا ديدن يك موضوع
دليل نمي شود تا فورا آن موضوع منتشر
شود. مساله فقط رعايت قوانين و كنترل
نيست بلكه آن ها بايد طوري رفتار كنند
كه مورد اطمينان مردم قرار گيرند و
البته براي انجام اين كار، رعايت
قوانين مربوطه ضروري است. اما او رد
عين حال قبول دارد كه وبلاگ ها نوعي
مكالمه آنلاين بوده و با خبرنگاري
تفاوت دارند به عبارت ديگر آن ها
نبايد به فكر رقابت با جامعه
خبرنگاران باشند. |
|
|
او
جملات خود را اينطور تمام مي كند: اگر
مي خواهيد وبلاگ شخصي داشته باشيد و
مردم هم به شما توجه كنند بايد برخي
استانداردها را رعايت كنيد، در غير
اين صورت كسي به شما توجه نخواهد كرد. |
|
|
مساله
وبلاگ ها خواسته يا ناخواسته با مسايل
روزنامه نگاري آميخته شده است. با اين
وصف، بسياري از وبلاگ كننده ها
معتقدند كار آن ها با خبرنگاران تفاوت
دارد و به همين دليل خود را ملزم به
رعايت تمام قوانين خبرنگاري نمي
دانند. اين بحث چندان قابل قبول نيست. |
|
|
بسياري
از كساني كه وبلاگ دارند معتقدند بايد
آن را نيز در جامعه خبرنگاري قبول
كنند. اما اين هدف در صورتي كه به برخي
قوانين اخلاقي خبرنگاري همچون دزدي
آثار ديگران توجه نشود دست نيافتني
است. به عبارت ديگر، اگر دزدي آثار
ديگران در وبلاگ ها، گناهي كوچك و يا
اصلا گناه محسوب نشود نمي توان مقوله
وبلاگ ها و كار آنها را نوعي خبرنگاري
محسوب كرد. قلمداد كردن وبلاگ ها به
عنوان شبكه هايي آزاد به معناي اين
نيست كه آن ها مي توانند تمام قوانين
را ناديده بگيرند در اينجا پاسخ سوال
خود را از زبان عده اي ديگر از علاقه
مندان وبلاگ ها بيان مي كنيم. |
|
|
ارنست
تامسون مي گويد: در حال حاضر وبلاگ ها
در حال توسعه و پيشرفت هستند به همين
دليل ضرورتي ندارد تمام قوانين
روزنامه نگاري را درباره آن ها اجرا
كنيم. اخبار قابل خريداري نيست و در
حقيقت مطالب وبلاگ ها عقايد كسي است
كه آن را منتشر كرده است. اگر كسي
بخواهد به طور سريع به اخبار دسترسي
پيدا كند راه هاي ديگري هم وجود دارند
اما اگر وبلاگ ها را غيرقابل اعتماد
بدانيم، در آينده شاهد پيشرفت آن ها
نخواهيم بود. كولي اسكازاك نيز
استانداردهاي وبلاگ ها و خبرنگاران
را متفاوت مي داند و معتقد است كساني
كه از طريق وبلاگ مطالب خود را ارسال
مي كنند نبايد مطالب را از روي تعصب
عنوان كنند و يا چيزي به اصل خبر
بيفزايند. |
|
|
رسانه
هاي اصلي و نشريات، اخبار را به شكل بي
طرفانه منتشر مي كنند و اگر هم داراي
احساس تعصب و يا طرفداري نسبت به كسي
باشند آن را پنهان مي كنند. اگر آنها
بخواهند اخبار را بر حسب طرفداري از
كسي منتشر كنند بايد حتما
استانداردهاي اخلاقي رعايت شود. فكر
مي كنم پاول كلي نيز اكنون به اين
نتيجه رسيده است. |
|
|
تفاوت
خبرنگاران با سياستمداران و احزابي
كه از طريق وبلاگ اطلاع رساني و تبليغ
مي كنند در همين است. سياستمداران فقط
از خود تعريق و در برخي موارد با تحريف
اخبار، رقباي خود را از صحنه خارج مي
نمايند. به همين دليل كساني كه اخبار
را دريافت مي كنند بايد خودشان اين
خبرها را تجزيه و تحليل نمايند. |
|
|
دين
اسمي مي گويد: از اينكه وبلاگ دارم و
به اين كار مشغول هستم احساس غرور مي
كنم هميشه براي يافتن منبع خبرهايم
تحقيق و بررسي مي كنم. اگر روزي يكي از
خوانندگان مطالب من برايمemailارسال
كند و چيزي را تذكر دهد از او تشكر مي
كنم. اگر در بيان چيزي اشتباه كرده
باشم فورا آن را اصلاح كرده و مطلب
صحيح را جايگزين مطلب پيش مي كنم. فكر
مي كنم اين موضوع فقط مخصوص خبرنگاران
نيست. اگر كسي بخواهد با موضوعات
مختلف زندگي صادقانه و براساس اخلاق
انساني برخورد كند، بهترين راه حل اين
است كه اشتباه خود را بپذيرد و آن را
تصحيح نمايد. او با انجام اين كار به
حرفه و منابع خبري خود نيز اعتبار
بخشيده است. |
|
|
جيم
تيز مي گويد: استانداردهاي اين دو
حرفه يكسان نيست اگر پاول كلي از منبع
خبرهاي ارسالي خود اطلاعي نداشت و آن
ها را خودش ارسال مي كرد، عمل او دزدي
اثار ادبي به حساب نمي آمد. اما او از
منبع خبرهايش اطلاع داشت ولي اين
اخبار را به خودش نسبت داده است. به
همين دليل مستحق تنبيه است. كساني كه
مي خواهند نسبت به خوانندگان آثار خود
صادق باشند بايد منبع خبر خود را نيز
اعلام كنند. اما كساني ك اخبار را
تجزيه و تحليل و يا عقايد خود را بيان
مي كنند نيز بايد مراقب باشند حقايق
را بگويند. با تمام اين ها، نمي توان
وبلاگ ها و نشريات را در يك رديف
قرارداد و استانداردهاي كاري آن ها را
يكسان دانست، زيرا خبرنگاران داراي
سازمان هاي گسترده اي هستند كه اخبار
را چندين بار تجزيه و تحليل مي نمايند. |
|
|
مايك
ليفرت مي گويد: به نظر من پيش فرض اين
سوال غلط است. كاربرد كلمه اخلاق به
معناي ارتباط داشتن با حقايق و درستي
است و اين كار نيز تابع قوانين واصول
مشخصي است. علت وجودي وبلاگ ها اين است
كه برخي قوانين دست و پاگير از دسترسي
و اعلام برخي خبرها و اطلاعات ممانعت
به عمل مي آورند و مسائل مربوط به جنگ
در زمره همين خبرهاست. |
|
|
جان
آدامز مي گويد: اين سوال درست مطرح
نشده و پاسخ آن دو نوع مختلف مي باشد.
اگر يك وبلاگ دقيقا همانند يك نشريه
عمل كند و مقالاتش هم در آن سطح باشد
حتما بايد مقررات و استانداردهاي
روزنامه نگاري را نيز رعايت كند. دزدي
آثار ادبي ديگران كاري كاملا اشتباه
است و اين كار ربطي به روزنامه نگار
بودن يا بلاگ كردن ندارد. از طرفي بايد
پذيرفت كه اهداف روزنامه نگاران و
كساني كه وبلاگ دارند يكي نيست.
روزنامه نگاري شغلي حرفه اي است و
دقيق بودن، كامل بودن و حقايق را
عنوان كردن در راس امور اين حرفه قرار
دارد، اما وبلاگ ها داراي قوانين سخت
و فشرده همچون روزنامه نگاري نمي
باشند. |
|
|
منبع:
روزنامه آسيا |
|
|
|
|
|
صفحه
قبلي |
|
|
|
|