| |
|
|
|
اقتصاد
ناسالم ، كسب و كار رباخواران را رونق
بخشيده است |
|
|
|
|
|
حتما شما
حكايت پناه بردن نادر شاه در يك شب سرد
به كلبه يك روستايي را شنيده ايد كه
پيشنهاد پالان بجاي روانداز را با
عصبانيت رد كرد و بعد از چند ساعت كه
سوز سرما امانش را بريد از موضع قبلي
كوتاه آمد و گفت : اسمش را نياور ، خودش
را بياور ! |
|
|
حالا حكايت
ما است . نزول و نزول خواري را پديده اي
زشت مي دانيم و نزول خواران را به
زالوهايي تشبيه مي كنيم كه خون مردم
را مي مكند . اما در كنار اين پديده شوم
زندگي مي كنيم . البته براي اينكه قبح
عمل از بين برود ، اسمش را عوض كرده
ايم و يك نام قشنگ برايش انتخاب كرده
ايم كه اسمش را نياريم و خودش را
بياوريم !! |
|
|
حجره هاي
خريد و فروش پول تا دير وقت باز است .
اشتباه نكنيد حجره هاي صرافي را نمي
گويم . در اين بازار پول خارجي وجود
ندارد . پول ايراني را با پول ايراني
معاوضه مي كنند . در اين بازار آدمهاي
خيلي معتبر و محترم پولهايشان را در
كمال سخاوتمندي اجاره مي دهند و ماه
به ماه پولشان را مي گيرند . خداوند
گرفتاري را از همه شما دور بگرداند .
اما اگر خداي نكرده گرفتاري مالي
برايتان پيش آمد و در دام يكي از اين
آدمهاي خيلي معتبر و محترم افتاديد آن
وقت معني زالو را مي فهميد . آقاي
فلاني در اجازه نشسته و با تلفن قديمي
زيمنس معامله مي كندد . با دست اجازه
مي دهد كه بنشيني . وقتي گرفتاري ات را
برايش شرح مي دهي برايت آرزو مي كند كه
مشكلت حل شود . بعد هم توضيح مي دهد كه
او فقط يك وسيله است كه مشكلت را رفع
كند و اصلا بخاطر خدمت به تو و امثال
تو است كه در اينجا حجره باز كرده است !
بعد از گرفتن چكهاي تضميني و سفته
دسته هاي پول را تحويلت مي دهد و يك
شكلات را با رضا و رغبت به هفت ميليون
تومان مي فروشد و بعد از چند لحظه به
قيمت 5 ميليون تومان مي خرد . تا اينجا
دو ميليون توان بدهكار شده اي . بعد از
چند سال مي فهمي كه چند بار اصل و فرع
پول را داده اي و هنوز آقاي فلاني
طلبكار است . مثل زالو مي چسبد و تا
آخرين قطره خونت را مي مكد . «30 درصد
قسط ، الباقي قسط اتوبوس ، ماكسيما ،
پترول ، زانتيا» ، «سود ماهانه تا 50
درصد ارزش اتومبيل» ، «كامپيوتر بدون
پيش قسط» ، «سرمايه از ما كار از شما»
صفحه هاي آگهي روزنامه ها را كه ورق
بزني سرت گيج مي رود . حجره هاي پول
فروشي از حاشيه به متن آمده اند و ديگر
كسي حتي شكلات چند ميليون توماني هم
خريد و فروش نمي كند . صبح ها كركره ها
بالا مي روند و دسته هاي پو ل رد و بدل
مي شوند . اتومبيلهاي پنج ميليون
توماني بيش از ده ميليون تومان به
فروش مي روند . بازار پول فروشي داغ
داغ است . بدهكاراني كه چند برابر بدهي
خود را پرداخت كرده اند در پشت ميله
هاي سرد زندان اسير مي شوند . آقاي
فلاني با پول فروشي برج مي سازد و همسر
و فرزندانش را به زوريخ مي فرستد .
بدهكار آن طرف ديوارهاي سياه زندان تا
يوم الادا مي پوسد . پديده رباخواري
محصول يك اقتصاد ناسالم است . نوعي
استثمار كه با كرامت انساني در تعارض
محض است . وقتي ربا در جامعه رشد كند
پولدارها روز به روز غني تر و فقرا
لحظه به لحظه تنگدست تر مي شوند . آقاي
فلاني در حجره اش احساس امنيت مي كند و
مطمئن است كه كسي كاري به كارش ندارد .
شكلات هاي پنج ميليوني اش را از كشوي
ميز بر مي دارد به
خيل گرفتاران تعارف مي كند . من نمي
دانم چرا احساس مي كنم كه اين شكلاتها
مسموم است و بوي مرگ مي دهد . |
|
|
در حجره
هاي نزول چه مي گذرد |
|
|
دكتر نعمت
احمدي – حقوقدان – در اين باره
ميگويد : تا مدتي پيش مجازاتي براي
نزول خواران در قانون پيش بيني نشده
بود . فقط اصل 49 قانون اساسي خبر از
بررسي ثروت هاي ناشي از ربا مي داد .
بنابراين ربا جرم تلقي نمي شد .
بالاخره قانون مجازاتهاي اسلامي مصوب
سال 75 ربا را جرم دانست و تصريح كرد كه
هر كس پولي بدهد و زيادتر پس بگيرد
مجرم محسوب مي شود . اما اين راهكار
خوبي نيست . مثلا خود من به عنوان يك
وكيل پايه و با تجربه نمي توانم يك
پرونده نزول خواري را به نتيجه برسانم
. چون بحث به اين سادگي ها نيست و اثبات
نزول خواري در دادگاه كار مشكل است .
كسانيكه در كار نزول خواري هستند
چكهاي حامل دريافت مي كنند و به دست
ايادي خود ميدهند . كسي براي يك كار
مجرمانه مدرك به دست نمي دهد . دكتر
نعمت احمدي با اشاره به اصل 43 قانون
اساسي كه سيستم اقتصادي را به سه بخش
دولتي ، تعاوني و خصوصي ، تقسيم كرده
مي گويد : همه چيز در مملكت دولتي است .
اعم از صنايع مادر ، راهها ، بانكها و
... بنابراين جامعه ما بستر مناسبي
براي نزول خواري است . به فرض اگر شما
بدهكار باشيد و كسي حكم جلبتان را در
دست داشته باشد هيچكدام از بانكهاي
دولتي مشكلتان را حل نمي كنند و به
دليل حفظ حرمت و حيثيت
فردي و اجتماعي ، خود ناگزير از
مراجعه به نزول خواران مي شويد . اين
در حالي است كه در كشورهاي توسعه
يافته چيزي به اسم خريد نقدي وجود
ندارد و بانكها براي پرداخت وام
پيشقدم مي شوند . در اين كشور دولت
بزرگترين بدهكار به بانكهاست . هر
كاري كه مي كند از بانكها وام مي خواهد
. اينطوري مردم نمي توانند از خدمات
بانكها استفاده كنند . من به صراحت مي
گويم در هيچ جاي جهان كشوري پيدا نمي
شود كه در آن ربا از نظر شرعي حرام واز
نظر قانوني جرم تلقي شود و اين همه هم
رواج داشته باشد . كار به جايي رسيده
كه بطور علني روي شيشه فروشگاهها مي
نويسند خريد قسطي با چك كارمندي ! اگر
بانكها درست عمل كنند كه نزول خواري
اينقدر علني نمي شود . از طرفي شوراي
نگهبان بهره را حرام مي داند و كمي بعد
بانكها اجازه مي دهد كه مبلغي به اسم
كارمزد بگيرند . به اين مي گويند سياست
يك بام و دو هوا ! اين حقوقدان با سابقه
راه حل نهايي اين بحران را در اصلاح
ساختار بانكي مي داند و مي افزايد
: در گذشته يكي از راههاي تامين تنخواه
عمومي و پول جاري مردم ، اعتبار در
حساب جاري بود . يعني هر فردي كه مدتي
با يكي از بانكها به عنوان مشتري خوب
فعاليت تجاري داشت مي توانست تا سقف
معيني با قبول سفته نقدينگي دريافت
كند . همين امر باعث رونق اقتصاد مملكت
مي شد . با حذف اين اعتبار در حساب جاري
عملا نزول خواران جايگاه اعتبار در حساب جاري را به خود اختصاص دادند .
با اين تفاوت كه نه قانونمند عمل
ميكنند و نه انصافي و عقلي ! بلكه
چندين برابر وجه پرداختي چك مي گيرند
و بهره دريافتي شان بالاست . |
|
|
|
|
|
منبع
: روزنامه اعتماد |
|
|
|
|
|
صفحه
قبلي |
|
|
|
|