| |
|
اصطلاحات
بازاريابي
|
| |
| كاهش
فروش محصولات موجود به دليل معرفي يك
محصول جديد در خط توليد ياخانواده |
:Cannibalization |
|
| محصول |
|
|
مستندات
قانوني كه نشان مي دهند فرد يا
شركتي حقوق منحصر به فرد استفاده
از اختراع خاص را |
:Patent |
|
.دارد |
|
|
| روش
هاي تحقيقاتي كه براي شناخت عكس العمل
هاي مصرف كننده نسبت به ايده هايي |
:Concept
testing |
|
| درباره
محصول جديد مورد استفاده قرار مي
گيرند. در اين روش ايده جديدي (درباره
يك محصول) به مصرف كنندگان ارايه مي
شود و از آنها سوال مي شود كه آيا آن را
دوست دارند، مي پسندند، آيا از اين
محصول استفاده خواهند كرد، آيا آن را
خواهند خريد و ...
|
|
|
شخص
يا شركتي كه با يك شركت بازاريابي
همكاري مي كند. اين فرد به شركت در
انجام فعاليت |
Collaborator: |
|
|
| هايش
كمك مي كد بدون آن كه واقعا بخشي از آن
شركت باشد. |
|
|
فرايند
شش مرحله اي كه از طريق آن فروش
خلاقانه انجام مي شود عبارتند از:
1) |
Creative
selling process: |
|
|
|
مشخص
كردن ويژگي هاي مشتريان بالقوه و
يافتن آنها 2) مراجعه به مشتري بالقوه
3) نمايش محصول به منظور فروش 4)
پاسخگويي به سوال هاي مشتريان بالقوه
5) خاتمه فروش 6) بستن قرارداد براي
اطمينان از انجام مناسب هر فعاليت
مرتبط با فروش
|
|
|
فعاليت
هاي بازاريابي كه براي فروش خدمات
جديد به مشتريان خدمات فعلي به كار
مي رود.
|
Cross
selling: |
|
|
|
مرحله
اي در چرخه زندگي محصول كه در آن
مرحله به دليل عواملي از قبيل كاهش
شهرت |
Decline
stage: |
|
|
|
محصول،
منسوخ شدن يا اشباع بازار از آن
محصول، محصول مقبوليت در بازار را از
دست مي دهد. |
|
|
در
زمينه بازاريابي، اين تئوري به
اين معناست كه يك موسسه موجود (تز)
با يك موسسه |
Dialectic
theory: |
|
|
|
ديگر
چالش دارد (آنتي تز) و تعامل بين اين
دو، موسسه جديدي را (تركيب) به وجود مي
آورد كه برخي ويژگي هاي هر دو موسسه را
داراست. |
|
|
تاجر
عمده فروش كالاهاي سنگين و بزرگ كه
غالبا خدمات محدودي شامل گرفتن
سفارش از |
Drop
shipper: |
|
|
|
مشتريان،
انجام و ترتيب دادن حمل و نقل كالا از
توليد كننده به مصرف كننده به طور
مستقيم را، ارائه مي كند. |
|
|
ارتباطات
بازاريابي كه در آن تمامي اجزاي
آميخته ترفيع با يكديگر |
Integrated
marketing communication: |
|
|
|
هماهنگ
هستند و به طور سيستماتيك براي
هماهنگي با يكديگر برنامه ريزي شده ا
ند. |
|
|
تعيين
قيمت محصول كمتر از هزينه هاي
توليد آن به منظور جلب مشتريان كه
ممكن است علاوه بر |
Loss
leader: |
|
|
|
خريد
اين محصول، محصولات ديگري را نيز
خريداري كنند. |
|
|
يك
نوع استراتژي قيمت گذاري
غيرقانوني كه به منظور حذف رقابت،
براي محصول قيمت |
Predatory
pricing: |
|
پاييني
تعيين مي شود و با از بين رفتن
رقابت، قيمت محصول بسيار افزايش
مي يابد. |
|
|
|
منبع: ماهنامه بازاريابي |
| |
|
|
|
صفحه
قبلي |
|
| |
|