| |
|
بازاريابي
شهرت
|
| |
| آنچه
مي خوانيد، مختصري از بازاريابي شهرت
است كه براي موفقيت در مبارزات كسب
شهرت به آن نياز داريد، لذا به خاطر
بسپاريد: |
|
| با
كاركنان، مشتريان، سهامداران، ذي
نفعان و خيلي بيشتر از اينها، با
خودتان صادق باشيد و از تحقيقات بازار
براي حصول اطمينان از اطلاعات خود
درباره شهرتتان و همچنين به دست آوردن
اطلاعات جديد، استفاده كنيد. |
|
| مفروضات
و ادراكات خود درباره شهرتشان را مطرح
مي كنند كسي كه مي گويد: من در كارم
خوبم و يا در اشتهار بهترينم، منبع
معتبر مناسبي براي چنين اطلاعاتي
نيست و چنين عباراتي معمولا منعكس
كننده اطلاعات دقيق از نتيجه كارشان
نمي باشد. |
|
| در
بازاريابي شهرت، اين تفكر خوبي است كه
در آغاز هر كاري شخصيت خود را بررسي و
كنترل كنيد. همه ما از يك مدير اجرايي
شنيده ايم كه به سالن كنفرانس شلوغي
وارد شد و گفت: اكثر شما با شركت من
آشنايي داريد، درست است؟ تعداد خيلي
كمي اين چنين بودند، مديريت كردن شهرت
شما، به ميزان زيادي به واقع گرايي
نياز دارد. |
|
| موفقيت
نمي تواند به مفهوم شهرت خوب تعبير و
يا تلقي شود. |
|
| سودمند
بودن به معناي داشتن شهرت خوب نيست. |
|
| سرشناس
بودن به معناي داشتن شهرت خوب نيست.
مردم بسياري از اشخاص يا شركت هاي
سرشناس را دوست ندارند - حتي از بعضي
از آنها نفرت دارند -
ولي سرشناس بودن تنها گزينه در
دسترس است. اين واقعيت در مورد بعضي از
شركتهاي تلفن، كابل و همچنين تنها
روزنامه شهر و مواردي اين چنين اتفاق
افتاده است. اين وضعيت به عنوان فرصتي
براي تقويت پيروزي مي تواند به نظر
آيد. |
|
| بي
اعتنايي به شهرت بد شما را در موقعيت
آسيب پذيري قرار خواهد داد و شرايطي
پيش خواهد آمد كه با زمان دشواري
مواجه شويد. |
|
| به
شهرت كسب و كار نه در يك مقطع زماني
ثابت، بكله آن گونه كه مردم در طول
زمان احترام مي گذارند بنگريد. |
|
| مثلا
شركتي كه مي كوشد به عنوان يك شركت
خلاق و با توانمندي بالا يك شركت داغ
معرفي شود، محور كوشش هاي تبليغي خودش
را اشاعه داستان هايي از خلاقيت خود
در هر مكانن وزماني قرار خواهد داد. از
روزنامه هاي خبري روي خطOn
Lineگرفته تا
اتاق گفت و گو و فصلنامه ها و فيلمهاي
در حال نمايش، اين شركت ها در واقع
اغلب توجه مردم را به دست مي آورند و
بارها به عنوان منفور مشهور فرصت طلب،
برچسب مي خورند. آنها با تمركز مقدار
نامناسبي از انرژي، شهرت را به دست مي
آورند ولي آن را احراز نمي كنند و
موضوع شهرتي كه به دست مي آورند بي
ارزش است. اين قبيل شهرت ها توسط
فعاليت هاي محرك كسب مي شود نه اين كه
به وسيليه كمال و رشد شركت حاصل شده
باشد.
|
|
| سياستمداران
در ميان مردماني قرار دارند كه شهرت
خود را ارثي مي دانند، گويي كه آنها در
تاريخ شناخته شده خواهند بود. آنها
تلاش مي كنند به جاي كنترل اصل موضوع،
حوادث ظاهري و تصوير يك سبك را ترويج
كنند. |
|
| تاريخ
دانان،يادداشت هاي زمانه را بررسي و
جستجو مي كنند تا به جاي خود حوادث،
انگيزه حوادث را نشان دهند. اگر علايم
و نشانه ها همان حوادث است كه اخبار را
براي ارايه تصوير بهتر مديريت مي كند
تا اهداف ارزنده، شهرت به دست آمده در
واقع موروثي خواهد بود. اين چنين
شهرتي، آن شهرتي نخواهد بود كه ما
جستجو مي كرديم، متشابها يك كسب و كار
و ياشركتي كه امور خود را موردي و يا
با كارهاي بهتر ولي با اهداف تبليغي،
ترويج مي كند، به جاي حسن نيت مردم
بازنده آن خواهد بود. |
|
| بازاريابي
شهرت، ادراك هاي مثبت مردم در رابطه
با يك موضوع، شركت، برند و يا محصول را
سامان مي دهد و يا سبب مي شود كه ثروتي
به وجود آيد، پرورش يابد و حمايت شود و
به عنوان مزيت، مورد استفاده قرار
گيرد. |
|
| يك
استراتژي خوب بازاريابي شهرت، چيزي
شبيه يك داوطلب و يا متعهدي است كه
خدمات ارزنده و يا كوشش هاي ترتيبي را
به جامعه ارايه مي دهد. |
|
| تحقيق
با ارزشتر از اطلاعات است. تحقيق خود
به خود مي تواند دارايي باارزشي باشد
در كار مورد استفاده واقع شود.
آموختن آنچه كه مردم درباره شركت فكر
مي كنند مي تواند نكته ها و يا فرصت
هايي را براي فروش و بهره برداري
آماده كند. |
|
| بفهميد،
دانستن آنچه كه بازار هدف درباره شما
فكر مي كند نكات مهمي است. مثل كيفيت،
ارزش، قيمت، خدمات و ضمانت نكات آشكار
فروش |
|
| براي
يك شنونده جوان، تعداد سال هايي كه يك
شركت در كسب و كار بوده ممكن است در كل
مهم باشد، ولي به عنوان يك حرفه اي در
خدمات كسب و كار ممكن است تجربه خيلي
مهمتر باشد. |
|
| اغلب،
آنچه كه يك شركت و يا ارايه كننده خدمت
عملا انجام مي دهد، از اين كه مدت
زيادي است آن كار را انجام دهند،
بيشتر مورد پذيرش است. بدانيد كه
بازار شما چه چيزي را مي خواهد درباره
شما بداند وبعد از آن برنامه ريزي
كنيد. |
|
| نام
و شهرت شما با هم ارتباط دارند، نه
تنها مهم است كه اسم شما از چيزي حمايت
مي كند، بلكه مردم مي دانند كه معناي
اسم شما چيست حروف مخفف و اسامي كه
هوشمندانه ساخته شده اند بيشتر يك
شوخي است. به مردم بگوييد كه شما كه
هستيد و اين را با انتخاب نامي نيك
مرتبط با كسب و كار انجام دهيد. |
|
| از
حساسيت بازار خودتان آگاه باشيد
ناراحت كردن مردم نه براي شهرت شما
خوب است و نه يك بازاريابي خوبي است.
اگر مخاطبان هدف شما جوان هستند براي
آن جوانان بازار گرداني كنيد.ولي نه
به طريقي كه پيرترها و يا بخش ديگر از
بازار را نگران كنيد، آشفته كردن و يا
خارج كردن هر بخشي از بازار از حوزه
كارتان، بازاريابي خوبي نيست. |
|
| روش
درست كنترل خسارت، به دست آوردن
اعتماد مردم است. اعتماد را حفظ كنيد و
براي فعاليتي كه انجام مي دهيد،
اعتبار به دست آوريد. حفظ فهرست كوچكي
از خوشنامي، ارزانتر از حفظ تبليغات و
يا برنامه هاي روابط عمومي است ولي
اگر يك بحران و يا شايعه منفي ظاهر شود
اولين خبري كه بين مردم مي پيچد، خبر
بد نخواهد بود. خلق يك تصوير و يا شهرت
ممكن است مشكل و زمان بر باشد. |
|
|
تغيير
يك شهرت بد به يك شهرت خوب حتي خيلي
دشوارتر است.شهرت
مي تواند از علايق عاريتي ديگران و يا
از اثر هاله اي، اساسا مشتق شده باشد.
سود بردن از يك انجمن يا شخصي كه مردم
دوست دارند، احترام مي گذارند و يا
قدرداني مي كنند. |
|
| آدرس
يك كسب و كار مي تواند به عنوان
بازاريابي شهرت مورد استفاده قرار
گيرد. اين كه شما كجا هستيد مي تواند
مثلا بيش از آن چه كه شما انجام مي
دهيد، در بسياري از موارد در يك عقيده
نفوذ كند، مثلا آژانس نيويورك، طراح
پاريس و يا مشاور حقوقي و ال استريت. |
|
| در
يك فرصت استثنايي، فايرستون، فورد،
يونايتدايرلاين، زمان و فضاي آگهي از
تلويزيون خريدند تا از مردم عذرخواهي
كنند. |
|
| رويال
داچ شل طرح هاي حفاري درياي شمال را كه
مسوولان محيط زيست آن را آلوده كننده
اعلام كرده بودند، ترك كرد. آرچر
دانيل ميدلند به يك توطئه تثبيت قيمت
كه براي مصرف كنندگان ميليونها تومان
ارزش داشت، اعتراف كرد و شركت موافقت
كرد يك صد ميليون دلار به راحتي
بپردازد گزارش داده شد كه مريل لينچ
به مشتريان شركت اش كمك كرده است تا
اعلام كنند كه شركت هايش روش فرار از
ماليات را در پيش گرفته اند. |
|
| اينها
مثال هاي از لغزشهاي اخلاقي و حساسيت
هاي مردم است. اين تهديدات موجب شد،
زنجيره هايي از خدمات عالي و سالم
ارايه شود و رقبا با استفاده از شانس،
اين لغزشها را برجسته كردند و سهم
بازار خود را به هزينه شركت هاي فوق
افزايش دادند. همه بخشش ها و كوششها و
حسن نيت ها و روابط آسيب پذير است. |
|
| |
|
|
منبع:
ماهنامه بازاريابي |
|
| |
|
|
صفحه
قبلي |
|