| |
|
|
|
نخستين
گروه تركان ، غزنويان بودند كه چون
سياهي مزدور در خدمت سامانيان بودند ،
لكن در فرصت مناسب دعوي اسـتقلال
كردند و سـلسله غـزنويان را در غزنه (
افغانستان ) در سال 977 ميلادي تأسيس
كردند سلطان
محمود غزنوي مشهورترين ـ و دمدمي ترين
پادشاه شاعر نواز اين سلسله بود
فردوسي شاهنامه را در زمان وي به نظم
در آورد . |
|
|
با
بهبود اوضاع تجارت و كشاورزي زندگي
ايرانيان نيز بهبود يافت و نوعي
شهرنشيني پيشرفته با فعاليت
بازرگانان و پيشه وران بوجود آمد . در
عرصه خان خاني آن زمان ناگهاني طليعه
دولت سلجوقي پديدار گشت ( 1037 تا 1175
ميلادي ) بطوريكه غزنويان را از سر راه
خود بر داشتند و پانزده سال بعد لقب
سلطان را از خليفه دريافت كردند . |
|
|
ملكشاه
سلجوقي قلمرو دولت را از آسياي ميانه
تا ماوراءالنهر و دمشق گسترش داد . ضمن
اينكه حكومت فاطميان در مصر و
امپراتور بيزانس ( روم شرقي ) نيز قبول
كردند مرزهاي ايران را به رسميت
بشناسند ، وحدت سياسي ايران را
يكپارچه كرد و محيطي براي فرهنگ پروري
و حمايت از دانش و هنر حكمفرما شد در
اين هنگام ابو حامد غزالي حكيم بلند
پايه آموزه هاي خود را به نگارش در
آورد . |
|
|
حكيم
عمر خيام رياضي دان ، منجم و شاعر
نامدار ، پژوهشهاي در علم نجوم كرد و
گاهنامه اي با ارزش به جهان عرضه داشت
. |
|
|
لكن
در همان زمان بهترين و پر ثمرترين
توليدات فرهنگي بليه تهاجم مغولان بر
سرتاسر ايران نازل شد . هلاگو خان
نواده چنگيز به بغداد تاخت و آن
پايتخت را به باد غارت گرفت و بساط
خلافت عباسيان را از بن بر انداخت .
ضمناً فرقه اسماعيليه معروف به
حشيشيان كه متهم به آدمكشي ، كفرگوئي
و تفرقه اندازي در ميان مسلمانان
بودند در قلاع كوهستاني از جمله قلعه
الموت ، قلع و قمع كرد . غازان خان كه
با كفايت ترين عضو سلسله ايلخانان
شناخته شد، به دين اسلام درآمد و نام
محمود برخود نهاد و به پيروي از او
بسياري از مغولان مسلمان شدند . غازان
خان بناهاي ديني و آموزشي معتبري در
تبريز بر پا كرد و مالياتها را تعديل
نمود وي كشتزارها را به مالكان اصلي
شان برگرداند و ضوابط مالي جديدي براي
جلوگيري از ربا خواري و سود جوئي هاب
غير منصفانه برنامه ريزي كرد و تجارت
و توليد را تشويق نمود . |
|
|
ماركوپولو
در سفرنامه اش اشاره مي كند مغولان
اصول زندگي قبيله اي خود را رها
نكردند اما در ايران تا حدودي كافي
اختيارات حكومتي را بر عهده ايرانيان
محول نمودند . |
|
|
پس
از در گذشت الجايتو كه پايتختش را در
سلطانيه بنا كرد و در هنرپروري و
اسلام دولتي شهره آفاق بود قدرت
فرمانروائي مغولان در هم شكست و
مردمان نيز از ضعف زمامداران وقت
استفاده كرده و سر به طغيان برداشتند .
جلا يريان يا ايلكانيان ( آل جلاير )
وارث مستقيم ايلخانان بوده و حكومت
خود را در آذربايجان و عراق برقرار
كردند ( 1336 تا 1432 ميلادي ) سلسله آل
مظفر نواحي اصفهان و شيراز را زير
فرمان خود گرفتند . در زمان حكومت شاه
شجاع از سلسله آل مظفر ـ حافظ
مشهورترين شاعر ايران و زاده شهر
شيراز نام آن امير را در بعضي از ابيات
خود جاوداني ساخت . (1314تا 1393 ) |
|
|
شوق
برتري طلبي و نبوغ جنگ آوري تيمور
ايران را به زير پاي لشكريان او كشيد .
تيمور با شهامت و شقاوت همگان را زير
فرمان خود در آورد . جنگاوري و هنر
پروري دو خصلت برجسته امير تيمور
گوركاني بود بطوريكه وي پايتخت خود
سمرقند را پناهگاه هنرمندان قرار داد
و در زيبائي اين شهر را مشهور نمود .
كلاويخو سفرنامه نويس و فرستاده دولت
اسپانيا مي گويد ، تيمور با استخدام
معماران ، پيشه وران از كشورهاي
همسايه سمرقند را بي همتا ساخت لكن پس
از مرگش در سال 1405 ميلادي جانشينانش
به شرط قبولي فرامانروائي صوري
واليان تيموري ، حكومت را به واليان
محلي وا گذاشتند . |
|
|
معماري
و نگارگري در نظر جانشينان تيمور (
شاهرخ ـ الغ بيگ ـ بايسنقر ) بسيار
اهميت داشت و آنان بيشتر هنر دوست و
هنر پرور بودند تا جنگاور . |
|
|
در
نيمه دوم قرن
پانزدهم ميلادي ايرانيان شاهد
بازگشت صلح و سامان شدند . |
|
|
دوسلسله
رقيب از طوايف تركمن يكي قراقويونلو (با
تصويرگوسفند سياه بربيرق شان ) مسلط
بر مغرب آذربايجان و مشـرق آنـا توليا
و بخشي از شمـال شـرقي بيـن النهرين (
137 تا 1469 ميلادي ) و ديگري آق قويونلو(
با تصوير گوسفند سفيد بر بيرق شان)
فرمانروائي آذربايجان شرقي و قفقاز و
دياربكر ، سرگرم يك سلسله پيكارهاي
طولاني شدند ، در ابتدا قراقويونلوها
پيشرفت كردند ولي بعداً آق قويونلوها
به سركردگي اوزون حسن ، با شكست
جهانشاه قراقويونلوها در سال 1465 ( وي
مسجد كبود را در تبريز بنا كرد ) و
انقراض سلسله اش به پيروي رسيدند ،
اوزون حسن در شهر تبريز بر تخت
فرمانروائي نشست . |
|
|
در
سال 1494 ميلادي شاه اسماعيل از اخلاف
شيخ صفي الدين اردبيلي ( عارف بزرگ ) كه
در آن زمان نوجواني 14 ساله بود به
سركردگي طايفه قزلباش ( سرخ سر ) با
شيعياني جان بركف كه از ميان تركان
آذربايجان و آسياي صغير برگزيده بود ـ
در كمتر از سه سال دشمنان را مغلوب و
تا خطه مازندران را به تصرف خود در
آورد و حملات ازبكان از مشرق و
عثمانيان از مغرب را دفع ساخت پس از وي
شاه طهماسب اول و سپس شاه عباس كبير(1587
تا 1629 ميلادي ) لايق ترين پادشاه صفويه
به حكومت رسيدند شاه عباس مردي بود
ناظر بر كليه امور كشورش وي احوال
مردم ايران را از هر نظر بهبود بخشيد .
نگهداري از جاده ها را منظم ساخت در
همه جا پل ـ كاروانسرا ـ آب انبار و
بازار احداث كرد . اصلاحات بنيادين در
حكومت معمول داشت . صاحب منصبان
درباري را از بين گرجيان تازه مسلمان
انتخاب كرد . مأموريتهاي تجاري را به
بازرگانان ارمني سپرد و با هنر پروري
فراوان پايتختي به زيبائي اصفهان را
ايجاد كرد . |
|
|
دو
پادشاه آخر اين سلسله شاه سليمان ( 1077
تا 1105 ) و شاه سلطان حسين (1105 تا 1135 )دولت
صفويان را به انقراض كشاندند و كشور
ايران را دچار هرج و مرج حاصل از فتنه
افغان ساختند . |
|
|
افغانان
نتوانستند بر ملت متمدن ايران حكومت
كنند و با به حكومت رسيدن نادر شاه
آشفتگي ها رو به زوال نهاده لكن به علت
جنگها و نزاع هاي داخلي و خارجي قدرتي
يكپارچه براي تشكيل دولت مركزي در
ايران بوجود نيامد . |
|
|
حكومت
نيكخواهانه و كوتاه عمر، سلسله زنديه
در شيراز تنها توانست آرامش و آباداني
را در ايالت فارس برقرار سازد كه آن هم
پس ازمرگ كريمخان به پايان رسيد. |
|
|
لطفعلي
خان نواده برادري كريمخان با آقاي
محمد خان رئيس ايل قاجار كه مقطوع
النسلي قهار بود ، روياروئي يافت و
كشته شد و در نتيجه سلسله قاجاريه در
ايران حكومت يافت و تا اوايل قرن
بيستم در قدرت باقي ماند . |
|
|
آنگاه
سلسله پهلوي به دست رضا شاه تأسيس شد
كه جانشيني خود را به فرزندش محمدرضا
پهلوي سپرد . در سال 1358 هجري شمسي
برابر با 1979 ميلادي محمدرضا پهلوي از
مقام سلطنت به زير كشيده شد و دولت
جمهوري اسلامي برقرار گرديد . |
|
|
در
كشاكش ظهور و سقوط حكومتها كه بطور
اختصار به ذكر آن رفت . بخش عمده اي از
دستاوردهاي هنري ايران هم چون سنگ
تراشي هاي يادبودي بر بدنه كوههاي
صخره اي ـ كاخهاي شكوهمند شاهي و نيز
در دوره هاي متأخرتر تصويرگري و
زينتكاري نسخ خطي يا بافتن قاليهاي
نفيس و بي همتا در سايه حمايت
فرمانروايان و اميران تحقق يافته است
، ليكن بعد از ظهور اسلام ، انواع
معماري ديني شكل گرفت و سنتهاي
استادگري و صناعتگري احيا شده ، و
هنرهاي تزئيني ديده نواز مانند تذهيب
قرآن كريم ـ انواع خوشنويسي انگاره
پردازي با حروف كوفي ـ تزئينات گره
چيني (گره سازي ) و رگچين موزون آجر و
كاشيكاري با نقوش هندسي ، پارچه بافي
رنگين ، سفالگري با شكلهاي دل انگيز
فلزكاري مزين به قلمزني ـ تصويرگري
نسخ خطي ـ جلدسازي مجلل و مانند آن
رواج و اين همه حاصل دسترنج هنرمنداني
متعهد و پاكدل بود كه با ذوق و پشتكار
خود طيف گسترده و شكوهمند هنر اصالتاً
ايراني را تداوم بخشيدند . |
|
|
|
|
|
صفحه
قبلي |
|
|
|
|