help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

   

خلاصه اي درباره تاريخ ايران از آغاز تا امروز

 
حدود 3000 سال قبل از ميلاد ، ساكنان اين خطه در جوامع كوچك گرد آمده و معيشت خود را بر پايه كشاورزي بنا نهاده و تا حدودي شروع به داد و ستد دست ساخته هاي خود با يكديگر نمودند.
اقامتگاه ايرانيان قديم عمدتاً شمال غربي رو به درياچه اروميه و درياي خزر ـ رو به مركز و جنوب غربي در دامنه شرقي سلسله جبال زاگرس ـ تپه سيلك ( نزديكي كاشان ) جنوب شرقي خطه فارس ـ بخشي از جلگه جنوب شرقي بين النهرين ـ جنوب غربي ايران شامل لرستان و خوزستان كنوني و شو.ش باستان بوده و نخستين اقوام ساكن جنوب غربي ايران بنام عيلاميان بسيار سختكوش بودن دولت نيرومند عيلام از حدود 3000 سال قبل از ميلاد تا سده هفتم قبل ازميلاد روي كار بود كه با تهاجم آشوريان به سر كردگي آشور بانيپال از عرصه روزگار محو شد .

مهاجمان شرقي و غربي و شمالي امپراتوري عيلام كه در پي كسب قدرت بودند مانند : سومريان ، اكديان ، كاسيان ، هوريان ، متيانيان ، كيمريان و سكايان و نيز در ادامه گردش هزاره اول قبل از ميلاد ، مادها و پارسيان نيز از ماوراي قفقاز و معابر غربي درياي خزر به سرزمين ايران روي آوردند و وارد همان عرصه كارزار شدند . هر دو قوم پارس و ماد در رابطه صلح دوستانه يا جنگ طلبانه اي ميان دولتهاي عيلام و بابل و آشور مشاركت داشته اند بطوريكه مادها با وارد كردن شكست نهائي بر آشور و انهدام نينوا در سال 612 قبل از ميلاد از آ‎ن پيكارها پيروز بيرون آمدند.

در سال 559 قبل از ميلاد كوروش بر تخت شاهي پارسيان نشست و دولت آستياگس پادشاه ماد و پدربزرگ همسر خود را بر انداخت و اكباتانه ( همدان ) پايتخت هخامنشيان را تصرف كرد.
كوروش به تأسيس امپراتوري بزرگ هخامنشي توفيق يافت كه گستره اش تقريباً به مرزهاي سراسر دنياي متمدن آن زمان محدود مي گشت وي به كيش زرتشي معتقد بود و مدار كشورداري اش بر سه اصل استوار بود :
غمخواري مردمان -
كارائي سازمانهاي دولتي -
پشتيباني تجارت -
داريوش اول گستره امپراتوري پارس را به دورترين مرزهايش رساند و درراه اين مقصود به نبرد با يونانيـان پــرداخت وي كاخ جمـشيد را در دامــنه كوه رحـمت در مركز خطه پارس ( نزديك شيراز كنوني ) با شكوه هر چه بيشتر به پا ساخت تا چون نشاني از شوكت امپراتور در حال بار عـام دادن به فرستـادگان اقوام دست نشانده كه با هداياي خود در برابرش صف بسته اند بر جا بماند .
اين روش باز نمائي از شوكت شاهانه در بناهاي پايتختش شوش با وجود پيشه وران و مصالح برگزيده سراسر امپراتوري به اجرا در آمد و تجمل دربارهاي عيلاميان و بابليان و آشوريان در دستگاه دولت هخامنشي تقليد و تكميل شد . ( جاده هاي شاهي بر قرار شد ـ قوانين تدوين گرديد ماليات به ميزان سنجيده و رسمي وضع گرديد . اوزان و پيمانه ها يكسان سازي و استاندارد گرديد و مسئوليت و شرح وظايف براي هر يك از مقامات ديواني و لشكري تعيين شد ) . قدرت متمركز در وجود شخصي پادشاه بود كه بخشي از اين مسئوليت را به ساتراپها يا واليان منتصب از جانب خود مي سپرد .
اما عظمت اين امپراتوري بتدريج و بر اثر ستمگري جانشينان به پوسيدگي گرائيد. اسكندر بر عرصه تاريخ تابيدن گرفت و طي يك سلسله پيكار هاي طاقت فرسا دولت پارسيان را از پا در آورده و قبل از استقرار نظام كشور داري مورد نظرش در سال 323 قبل از ميلاد ديده از جهان فرو بست و ميراث هخامنشيان به تاراج رفت .
در دوره حكومت جانشينان اسكندر يعني سلسله سلوكيان نفوذ يوناني مآبي آميخته با آداب و رسوم هخامنشي به درجات مختلف در فرهنگ و هنر ايران زمين تأثير گذارد .
در 250 سال قبل از ميلاد ، دولتهاي تازه اي در آسياي صغير ( آنا توليا ) شكل گرفتند . در مصر سلسله بطلميوسيان ( از اصل يوناني ) روي كار آمدند . در بلخ كوشانيان به قدرت رسيدند و در ايران نيز اقوامي كه از استپ هاي شمال شرقي خراسان كوچ كرده بودند يا پارتيان يا پارتها متدرجاً به سوي مركز ايران پيشروي كرده و سرانجام سلوكيان را از مرزهاي غربي كشور بيرون راندند و با نام سلسله اشكانيان در سال 238 قبل از ميلاد بر تخت پادشاهي ايران نشستند . اشكانيان تيره اي از نژاد آريائي بودند كه نزديك به پانصد سال تا سال 226 ميلادي بر سراسر ايران حكم راندند .
اشكانيان يا پارتيان بيشتراز هخامنشيان مرد عمل و كمتر اهل خودنمائي بودند و كمتر انديشه شوكت و انحصار طلبي در سر داشتند و كشور داري شان با سبكباري بيشتري برگزار مي شد . ايشان تجارت را ترويج مي كردند و جاده ابريشم از مركز چين به مغرب زمين براي آنها منبع درآمد كلاني بود ، كشاورزي در مرتبه اي پيشرفته قرار داشت .
درباريان حكومت پنج قرني ، سلسله اشكاني كه در اثر پيكارهاي پياپي با مهاجمان ارمني و سكائي از سمت شمال غربي و منازعات ميان خودي ها دچار ضعف شده بود ، مورد تهديد اميرنشين پارس قرار گرفت كه مردمانش دعوي پاسداري پرستشگاه ((آناهيتا )) يا الاهه آب در كيش زرتشت را به سر داشتند در سال 224 ميلادي اردشير اول بر اردوان پنجم پادشاه اشكاني چيره شد و بساط دولتش را از ميان برچيد . جد اردشير ساسان نام داشت و نام اين سلسله برگرفته از اين نام ساسانيان ناميده شد .
ساسانيان اساس كشور داري خود را بار ديگر بر تمركز قدرت در دست شخص پادشاه گذاردند و شوكت و حشمت مقام سلطنت را مصرانه مورد تأكيد قرار دادند و نيز دين رسمي و دولتي را براي عموم اجباري ساختند و طبقه اي از روحانيان بلند مرتبه يا موبدان را به پاسداري از آن گماشتند . بدين ترتيب جامعه به طبقاتي كاملاً متفاوت و متمايز تقسيم شد و اداره امور كشور بر اساس سلسله مراتب مشاغل شكل گرفت .
در زمان شكـست والرين امپـراتور روم از شـاپور اول پسر اردشير در سال 260 ميلادي ، قدرت دولت ساساني شكست ناپذيرشناخته شد.
شاپور دوم و شاپور اول و خسرو اول ملقب به انوشيروان ( بمعناي صاحب روح جاويدان ) و خسرو دوم ملقب به پرويز همگي از پادشاهان سلسله ساساني بودند . با توجه به خستگي مردم از جنگ و آزرده از اختلاف طبقاتي شديد و بردگي ، ايرانيان مغلوب اعرابي شدند كه متكي به دين اسلام و ايمان راسخ بودند . بدين لحاظ مردم ايران براي برخورداري از رهائي وعده داده شده در آيات قرآن و گفته هاي مهاجمان ، مسلماني را با آغوش باز پذيرفتند اسلام موفق به نفوذ ايمان به خدا ، در دلهاي ايرانيان گرديد و در آداب زندگي مردمان تحولي برانگيخت . نژاد اعراب بطور تصادفي به پيروزي نرسيدند بلكه مغز سازمان اداري در دولت ساساني پوسيده شد و ناچار پكيد . ديوانيان با تحميل ماليات سنگين و انواع ستمگري ، قانونمندي و حرمت گذاشتن بر حقوق عامه را بر باد فنا دادند . چند سده بعد داستان شيرين كاري شگفت انگيز بهرام گور در شكارگاه ـ رهنمودهاي بخردانه  انوشيروان در امور مردم داري و خود باختگي هاي شاه خسرو در عرصه عشق ، الهام بخش شاعري بزرگ چون فردوسي شد. ( قرن دهم ميلادي )
شاهنامه همانند همتايان غربي اش ( ايلياد و اديسه اثر هومر يوناني سال  1000 قبل از ميلاد و با انئيد اثر ويرژيل رومي سده اول قبل از ميلاد ) ، فضايل باستاني مردمان ايران زمين را با بياني آرماني مورد ستايش قرار داده است .
در نظر اكثر مردم قانون فضيلي انتزاعي نيست بلكه عبارتست از رعايت حقوق متساوي براي هر فرد و بعلت اختلاف طبقاتي شديد در پايان سالهاي حكومت ساساني جامعه ايران با اعراب مسلمان بيعت كرده و دين برادري و برابري را پذيرفتند . دو قرن پس از برقراري دولت اسلامي تعدادي از والي نشينان محلي ( دور افتاده از مركز خلافت در بغداد ) دم از استقلال طلبي زدند . طـاهريـان در خراسان ، صفاريان و سامانيان سلسله هايي بودند كه سر از تابعيت مـطلق خلفا بـاز زدند . سـامـانيـان ( 892 تا 999 بعد از ميلاد ) قومي از بوميان محلي و ايراني تباربودند كه قلمرو حكومت خود را از دو پايتخت سمرقند و بخارا تا مرزهاي هندوستان و تركستان و تا نزديكيهاي بغداد بسط دادند و مشوق احياي ادبي خصوصاً زبان فارسي شدند شاعران بزرگي چون رودكي ، دقيقي و حكيم دانشوري در مقام ابن سينا مورد حرمت دربارساساني قرار گرفتند .
آل بويه يا ديلميان ( 932 تا 1056 ) مستقل از مركز خلافت در بغداد با توكل به نيروي نظامي از خاستگاهشان در جنوب كوههاي البرز بپا خاسته و تا سراسر غرب ايران همدان و اصفهان و فارس و حتي ميانرودان حكومت خود را گسترش دادند تا جائي كه در اندك زماني مركز خلافت بغداد را به اشغال خود در آوردند و بدون جنگ حرمت به مقام خليفه بغداد را ترك كردند . خليفه مستكفي به هر يك از سه برادران ديلمي كه فرماندهي سپاهيان پيروز را بر عهده داشتند لقبي اعطا كرد . جانشين بعدي كه ملقب به عضدالدوله شده بود آداب شاهان قديم ايران را احياء كرد و با عنوان شاهنشاه سكه زد .
نهضت سرپيچي از فرمان خليفه و بدست آوردن استقلال محلي به اوج خود رسيد بطوريكه تركان ساكن نواحي شمال شرقي خراسان كه در خدمت اميران محلي بودند ، زمام امور را به دست گرفتند .

 صفحه بعدي     صفحه قبلي

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin